خانه / اخبار روز طب سنتی / تعریف مزاج و روش تشخیص مزاج

تعریف مزاج و روش تشخیص مزاج

مى‏توان مزاج را چنین تعریف کرد که:
مزاج عبارت است از حالتى که در اثر واکنش متقابل اجزاى ریز مواد به وجود مى‏آید. در این واکنش تقابل، قسمت زیادى از یک یا چند ماده با بخش زیادى از ماده با مواد متخالف باهم مى‏آمیزند (بر هم تأثیر مى‏کنند) و از این آمیزش یا تأثیر، کیفیت متشابهى حاصل مى‏شود (بنام مزاج) لذا مى‏توان چنین گفت که مزاج حالت فعالیت کل بدن یا اجزاى بدن است.

تعریف مزاج و روش تشخیص مزاج
تعریف مزاج و روش تشخیص مزاج

باید دانست که هر فردى داراى مزاجى است مربوط به خود که با مزاج‏هاى دیگر افراد متفاوت است و مزاج هرکس مخصوص به خود اوست دانشمندان طب گیاهى معتقدند:
همانطورى که افراد بشر از حیث شکل، اندام، قد، وزن و بالاخره صورت ظاهرى تفاوت دارند از حیث حالت وضعیت بدنى نیز مختلف‏اند. این اختلاف به علت موادى است که بدن‏ آنها را مى‏سازد، ورود روزانه اجزاء و مواد مختلف به بدن باعث به وجود آمدن مزاج مى‏شود لذا مزاج ممزوجى از ترکیبات مختلف است:
حالت و وضع بدنى هر فرد را مزاج گویند.
براى اینکه معنى کاملى از مزاج در ذهن روشن شود، باید دانست که هرکسى استعداد پذیرش بعضى از بیمارى‏ها را دارد و در مقابل بعضى مقاوم است. با علم به این کیفیت، مزاج عبارت است از طرز واکنش شخصى در مقابل عوامل مرضى، در طرز واکنش اشخاص، بعضى واکنش‏ها ثابت است و بیشتر مشاهده مى‏شود، برخى واکنش‏ها متغیر است از این واکنش‏ها مزاج فرد را مى‏توان شناخت.
براى تعریف مزاج، بیشتر عمل فیزیولوژى را مورد نظر قرار مى‏دهند، زیرا وضع دینامیک یعنى طرز عمل احشاء و اعضاء در تغییر مزاج مؤثر است با وجود اینکه اعمال حیاتى را نمى‏توان از هم جدا دانست. اگر عضوى نسبت به سایر اعضاء بیشتر کار کند و یا عملى در دستگاه بدن انسان از سایر اعمال بیشتر انجام پذیرد، آن عضو از نظر تشریحى و آن عمل از نظر فیزیولوژى، مى‏تواند معرف نوع مزاج شمرده شود. در میان اعمالى که حیات انسان به آنها متکى است، اعمال شیمیایى بیشتر از اعمال فیزیکى مورد اهمیت است. بنابراین مزاجها روى اعمال شیمیایى بدن از هم متمایز مى‏گردند

اعمال شیمیایى بر چهارگونه است که متابولیسم بدن را تشکیل مى‏دهند.
اول: آنابولیسم، یعنى اعمالى که توسط آن مواد غذایى به انسان زنده تبدیل مى‏گردد.
دوم و سوم: کاتابولیسم یعنى اعمالى که توسط آن انساج زنده تولید نیرو مى‏کنند، عمل کاتابولیسم مربوط به اعضاى تنفس است که عمل تهویه بدن به آن مربوط مى‏باشد. کبد که تهیه مواد قندى و دفع مواد سمى را به عهده دارد در عمل کاتابولیسم شرکت مى‏نماید.
چهارم: عمل دفع مواد مضره و خروج آنها از بدن است.
تفوق یکى از این اعمال چهارگانه که از راه وراثت در بدن انسان ثابت شده باشد، انسان را داراى صفات و واکنش‏هاى ثابتى مى‏نماید که آن را سرشت مى‏نامند.

مزاج عبارت است از وضع فیزیولوژى فعلى و طرز واکنش آنکه قابل تغییر نیز مى‏باشد به این جهت فقط با علائم فیزیولوژى که آن هم قابل تغییر است شناخته مى‏شود. لذا براى شناخت‏ ارزش هرکس و معرفت به احوال و اوضاع او، باید قبلا شکل خارجى او که حاکى از سرشت و ساختمان اوست در نظر گرفته شود مثل قد، اندام شکل، سر و گردن، چاقى و لاغرى، سپس مزاج او که به وضع کنونى دلالت دارد مورد توجه قرار گیرد. براى این کار علاوه بر علائم ظاهرى بایستى از تجزیه خون- ادرار و رادیوگرافى و غیره نیز استمداد طلبید.

تغییرات مزاج در طب با رژیم غذایى، بهداشت، کار و مسکن، آب و هوا متوافق است. لذا با رعایت آنها انحراف مزاج از سلامت به سوى بیمارى را مى‏توان پیشگیرى نمود.

مزاج ممکن است گرم، سرد، خشک، و رطوبتى باشد که گرمى را به علت وجود انرژى و سردى را به علت تفرق و ضعف، رطوبت را به علت جمع شدن مایعات در سلول‏هاى بدن و خشکى را بیانگر حالاتى از ماده مى‏دانند.

مى‏دانیم که فعل و انفعالات شیمیایى بدن تحت نظر مستقیم سلسله اعصاب نباتى و غدد مترشحه داخلى انجام مى‏گیرد، هر اختلاف و نارسایى که در بدن پیدا مى‏شود مربوط به کم یا زیاد کار کردن این دو دستگاه مى‏باشد.

هورمونهای متعددى که این دستگاه‏ها ترشح مى‏کنند بدن را به کار مربوطه وادار مى‏سازند.
پس بروز هر عمل حیاتى توأم با یک سلسله فعل و انفعال شیمیایى است و تقریبا کلیه فعل و انفعالات شیمیایى در داخل بدن ایجاد حرارت مى‏کند. هر قدر فعل و انفعالات شیمیایى بدن سریع‏تر انجام شود حرارت ایجاد شده زیاد است و اندازه‏گیرى این انرژى ایجاد شده به وسیله متابولیسم بازال انجام مى‏گیرد و نیز مى‏دانیم که متابولیسم بازال مربوط به کار غده تیروئید است.

حال اگر صاحب مزاجى داراى متابولیسم بازال بالاتر از طبیعى باشد آن را گرم مزاج و اگر فردى داراى متابولیسم بازال پایین باشد سرد مزاج و حد واسط آن را مزاج معتدل گویند. هر دارو یا غذا و نیز هر واکنشى که باعث بالا رفتن کار غده تیروئید باشد آن را گرم و اگر باعث پایین آمدن کار غده تیروئید باشد آن را سرد گویند. مزاجى را رطوبتى نامند که مقدار زیادى آب در سلول‏هاى بدن آن فرد جمع شده باشد و به اصطلاح رطوبت بر مزاج غلبه کرده باشد.
اگر مقدار مواد کانى و املاح در مزاجى زیادتر از معمول جمع شده باشد که آن را مزاج خشک گویند. پیدایش مزاج‏هاى مختلف در حقیقت عبارت است از عکس العمل بدن نسبت به‏ عوامل خارجى، این جمله (عکس العمل بدن نسبت به عوامل خارجى) همان مبحث بزرگ، حساسیت مصونیت، آنافیلاکسى و آلرژى و غیره است. دانشمندان قدیم معتقدند که هرکس به واسطه حالت و وضع بدنى خود یعنى مزاجى که در اختیار دارد، آماده پذیرش یا دفع بیمارى مخصوص به خود مى‏باشد و براى معالجه آن فرد لازم است که «مزاج او شناخته شود»

شناخت مزاج‏ها روى هم رفته به قرار زیر است:

۱- مزاج گرم، مزاج سرد، مزاج تر، مزاج خشک که این چهار مزاج را مزاج‏هاى ساده و منفرد گویند.
۲- مزاج‏هاى ساده و مرکب، که عبارتند از مزاج گرم و تر، گرم و خشک، سرد و تر و مزاج سرد و خشک.
۳- مزاج دموى (ریوى) مزاج صفراوى (کبدى) مزاج بلغمى (هاضمه‏اى) مزاج سوداوى (عصبى) این چهار مزاج را مزاج‏هاى مادى گویند و یک مزاج معتدل نیز شناخته شده است که با این توصیف جمعا ۱۳ مزاج وجود دارد.
مزاج‏هاى مادى مانند مزاج‏هاى ساده، مرکب هم مى‏باشند ازاین‏رو مزاج بلغمى خونى و مزاج صفراوى عصبى مزاج عصبى خود به دو قسمت تقسیم مى‏شود، عصبى ضعیف و عصبى قوى نیز گفته‏اند

قدما به چهار مزاج اصل قایل بودند:
الف – مزاج صفراوی (گرم و خشک)
ب – مزاج مالیخولیایی یا سوداوی (سرد و خشک)
ج – مزاج دموی (گرم و مرطوب)
د – مزاج بلغمی (سرد و مرطوب)

تهیه و تنظیم گروه بوعلی باب سلامتی
منابع:
فرهنگ لغت معین
صانعى، صفدر، نسخه شفا – گل و گیاه، ۱جلد، حافظ نوین – تهران، چاپ: شانزدهم، ۱۳۸۶ ه.ش.