سرخط خبرها
خانه / اخبار روز طب سنتی / عامل بروز سرطان در طب سنتی

عامل بروز سرطان در طب سنتی

عامل بروز سرطان در طب سنتی
بوعلی سینا در مورد علل پیدایش سرطان می گوید:
سرطان تومورى است سوداوى که از سوختن صفرا و تبدیل آن به سوداى صفراوى، یا از ماده بلغمى مخالط با صفراى سوخته به وجود مى ‏آید
در ادامه این مقاله به طور کامل علل ایجاد سرطان در طب سنتی شرح داده می شود

صفرا پس از سوختن در بدن به سوداى صفراوى تبدیل مى‏ شود و متیل کلانترن یا مواد دیگرى نظیر آن که مولد سرطان است در حین سوختن به وجود مى ‏آید. بنابراین، عقیده قدما که مى‏ گفتند سرطان از احتراق صفرا در بدن به وجود مى‏ آید کاملا منطبق با حقیقت بوده است.

اکنون که بر عموم خوانندگان عزیز معلوم شد اروپاییان پس از چند قرن مطالعه و تحقیق و پس از تحمل رنج‏ها و کوشش‏هاى فراوان تازه پى بردند که تغییرات غیر طبیعى صفرا در بدن ایجاد سرطان مى ‏کند، گوییم ۲۰۰۰ سال قبل در آکادمى علوم اسکندریه، نظیر این تحقیقات و تجسسات پزشکى وجود داشته است و دانشمندان قدیم نیز به این نتیجه رسیدند که یکى از علل بروز سرطان تغییراتى است که در صفراى طبیعى بدن انسان پیدا مى ‏شود و آن را به ماده مولد سرطان تبدیل مى‏ کند.

شیخ در قانون مى ‏نویسد:
«السرطان ورم سوداوى تولد من السوداء الاحتراقیه عن ماده صفراویه او عن ماده بلغمیه فیها ماده صفراویه احترق عنها لیس عن الصرف العکرى».
یعنى، «سرطان تومورى است سوداوى که از سوختن صفرا و تبدیل آن به سوداى صفراوى، یا از ماده بلغمى مخالط با صفراى سوخته به وجود مى ‏آید و از سوداى صرف تولید نمى‏ گردد».

براى روشن شدن مطلب توضیحات زیر لازم است:
۱٫ بدن انسان، اصولا، از دو قسمت ساخته شده است؛ یکى اجزاى جامد و نیمه ‏جامد مثل پوست، گوشت، استخوان، غضروف، عصب، رگ، … و دیگرى مایعاتى که در درون بدن جا دارند. این مایعات را امروزه امر و در زمان‏هاى قدیم اخلاط مى‏ گفتند و عده آن‏ها چهار است: خون، بلغم، صفرا، سودا.

– خون در درون قلب و رگ‏ها (شرایین، وریدها و مویرگ‏ها) جا دارد.

– بلغم، آن را لنف‏ گویند و عروق لنفاوى را پر کرده است.

– صفرا در کبد به وجود آمده و کم ‏کم در کیسه صفرا جمع شده و گاهى با انقباضات کیسه صفرا به روده‏ ها مى‏ ریزد.

– سودا ذرات جامد معلق در خون است که اکثرا از جنس املاح و معدنیات بوده و چون در حال عادى در خون غوطه ‏ور است، جزء اخلاط و مایعات بدن محسوب مى ‏شود ولى در حقیقت آن را باید جزء جامدات به حساب آورد.

این چهار خلط اهمیت اساسى در بدن دارند و در بیمارى‏ ها تغییراتى پیدا مى‏ کنند که اساس طب اخلاطى بقراط مبتنى بر تغییرات کمى و کیفى این اخلاط چهارگانه است.
قدما به سایر مایعات بدن از قبیل عرق، ادرار، اشک چشم و سایر ترشحات، کلمه خلط را اطلاق نمى‏ کردند.

۲٫ همان‏طور که ما نیز امروزه مى‏ گوییم، غذا در بدن مى‏ سوزد و حرارت ایجاد مى‏ کند که بر حسب کالرى اندازه گیرى مى‏ شود. اگر این سوخت ‏وساز ناقص باشد، مواد نیم‏ سوخته در خون و مایعات بدن جمع شده و رسوب‏هایى در اعضا و اجزاى بدن ایجاد مى‏ کند و از این راه بیمارى‏ هاى گوناگونى به وجود مى ‏آید.

قدما هم مى‏ گفتند اخلاط در بدن مى ‏سوزد و جزء لطیف آن‏ها بخار مى ‏شود و جزء غلیظ و معدنى آن‏ها به شکل رسوب در اعضاى بدن جاى‏گیر شده، بیمارى‏ هایى را به وجود مى‏ آورد. این رسوب که البته در حال عادى، وجود ندارد و غیر طبیعى است به نام سوداى غیر طبیعى نامیده مى ‏شود، بنابراین، سوداى طبیعى مواد ارضى معمولى موجود در خون است و سوداى غیر طبیعى، خاکسترى است که از سوختن اخلاط در بدن به وجود مى‏ آید. از سوختن خون سوداى دموى، از سوختن صفرا سوداى صفراوى، از سوختن‏ بلغم سوداى بلغمى و از سوختن سودا، سوداى سوداوى به وجود مى ‏آید.

این‏ها را مى ‏توان کم‏ و بیش با اصول علمى امروزه تطبیق کرد؛ مثلا سوداى بلغمى عبارت است از اسید اوریک و اورات‏ها زیرا این مواد از سوختن نوکلئوپروتئیدها به وجود آمده و نوکلئوپروتئیدها جزء اصلى هسته گلبول‏هاى سفید بوده و گلبول‏هاى سفید قسمت اعظم لنف را تشکیل مى ‏دهد و لنف چنان‏که گفتیم همان بلغم است پس وقتى که مى‏ گوییم بلغم مى‏ سوزد و سوداى بلغمى از آن به وجود مى ‏آید معنى و مفهوم آن این است که گلبول‏هاى سفید خراب شده و نوکلئوپروتئیدهاى آن بر اثر یک سلسله فعل و انفعالاتى که از نوع اکسید اکسیون یعنى سوختن هستند به اسید اوریک و اورات‏ها تبدیل مى‏ شود.

صفرا نیز پس از سوختن در بدن به سوداى صفراوى تبدیل مى‏ شود و متیل کلانترن یا مواد دیگرى نظیر آن که مولد سرطان است در حین سوختن به وجود مى ‏آید. بنابراین، عقیده قدما که مى‏ گفتند سرطان از احتراق صفرا در بدن به وجود مى‏ آید کاملا منطبق با حقیقت بوده است.

مطلب قابل توجه دیگر اینکه در کتاب سرطان‏شناسى، تألیف آقاى دکتر آرمین، صفحه ۲۶۵ نوشته است:
«چون در سرطان‏ها لکوسیتوز پیدا مى‏ شود میزان نسبى اسید اوریک افزایش مى‏ یابد».
این عقیده را شیخ و سایر اطباى قدیم نیز داشته ‏اند، منتها، به این عبارت آن را ادا کرده‏ اند که بلغم و سوداى بلغمى مخلوط با صفراى سوخته در سرطان زیاد مى‏ شود و در بالا گفتیم که بلغم همان لنف است که شامل مقدار زیادى لکوسیت است و سوداى بلغمى همان اسید اوریک است که در مایعات و بافت‏ها جمع مى‏ شود.

اطباى قدیم از این تئورى و هر تئورى دیگرى که در علم الامراض به کار مى بردند نتایج عملى گرفته و در درمان‏شناسى از آن‏ها استفاده مى‏ کردند و چون از طرف دیگر، با تجسسات و تحقیقات زیاد از خواص کلّیه مواد حیاتى و نباتى و معدنى که طبیعت در دسترس آن‏ها قرار داده بود آگاه بودند، در هر مورد، به مقتضاى وضعیت بیمار، درمان مناسبى به کار مى ‏بردند.

مثلا، براى دفع سوداى بلغمى، یعنى، اسید اوریک از بدن سورنجان مصرى‏ تجویز مى‏ کردند و امروز مى‏ دانیم که سورنجان بهترین دافع اسید اوریک از بدن است و مخصوصا در مورد سرطان معلوم شده است که این گیاه از بزرگ شدن غده سرطانى جلوگیرى مى‏ کند و به اصطلاح کارسینو اینى بیتور است و نیز پنیر آب یا شیر بریده که به عربى ماء الجبن و به فرانسه پتى له‏ گویند تجویز مى ‏کردند که ملین و مدر است و فضولات و رسوب را از بدن دفع و خون را تصفیه مى‏ کند و براى کلیّه بیمارى‏ هاى سوداوى نافع است.

روزى با یکى از اطباى وزارت بهدارى که اهل تحقیق است صحبت مى‏ کردم، مى‏گفت:
اطباى قدیم ایران در معالجه امراض، مهارت بسیار داشتند و درمان‏شناسى آن‏ها سرشار از کلیه مواد و فرآورده‏هایى بود که طبیعت در اختیار آدمى گذاشته است ولى عقاید و تئورى‏ هایى که در علم الامراض و بیان علت بیمارى‏ ها داشتند چندان پایه و مایه علمى نداشت و مستدل و منطقى نبود. به او جواب دادم، اگر مطالعات دقیق‏ترى در طب قدیم داشتید، به خوبى بر شما معلوم مى‏ شد که علت موفقیت قدما در معالجه امراض، همانا آشنایى کامل به وضع بدن و اطلاعات صحیح و دقیق در تشریح، فیزیولوژى، اتیولوژى و پاتولوژى بود و در هر لحظه هر کارى مى‏کردند کاملا منطبق با اصول علمى‏ و متکى به دلایل منطقى و مستدل بود و خلاصه همان‏طور که ما امروز براى تشخیص و معالجه بیمارى‏ها خود را مجهز به یک سلسله معلومات پزشکى مى‏دانیم و هر لحظه به اتکاء علم قدم برمى‏ داریم و از این راه حوادثى را مى‏ توانیم کاملا پیش‏بینى کنیم، قدما نیز در هر لحظه به استناد یک سلسله حقایق مستدل عمل مى ‏کردند و وضع حال و آتیه بیمار کاملا بر آن‏ها روشن بود و مخصوصا در پیش‏ آگهى بیمارى مهارت کاملى داشتند که امروزه مسلّما چنین مهارتى وجود ندارد.

تهیه و تنظیم از تیم پژوهشی بوعلی باب سلامتی
www.boalii.ir
استفاده از مطالب سایت بدون ذکر منبع طبق ماده ۱۲ قانون جرائم رایانه‌ای مورد پیگیری قرار خواهد گرفت

همچنین ببینید

بادام زمینی

پیشگیری از سرطان و امراض قلبى با بادام زمینی

پیشگیری از سرطان و امراض قلبى با بادام زمینی بادام زمینى از بروز سرطان و …