خانه / اخبار روز طب سنتی / فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی

فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی

متن کامل فصل اول رساله در نبض یا همان کتاب رگ شناسی ابوعلی سینا که توسط سایت بوعلی باب سلامتی برای اولین بار بصورت رایگان در اینترنت منتشر می شود
فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی

فصل اول: اندر (همه) اصلهاى او
(باول) بباید دانست- که آفریدگار (ما) « [عزّ- و علا]» که حکمت‏ وى داند، و مر دانش جویان را از آن اندکى آگاهى داده است، چهار گوهر اصل (که) اندرین عالم* «اکر»* زیر آسمانست بیافرید :
یکى: آتش.
و یکى هوا.
و یکى آب.
و یکى خاک‏ .

کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض
کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض
فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی بوعلی
تا از ایشان بکما بیشى آمیزش‏ چیزهاى دیگر – آفریند، چون:
ابر- و باران، (و) « [چون‏]» سنگ- و گوهر،- که گداختن پذیرد، و گوهر روینده.- و گوهر شناسنده بحسّ‏ ، و گوهر مردم.
هر یکى را وزنى دیگر از این‏ چهار گوهر اصل‏ .- و آمیزش دیگر گونه.
و آتش را گرم آفرید، و از خشکى بهره داد.
و هوا را تر آفرید (و گداخته) و از گرمى بهره داد.
و آب را سرد آفرید- و از ترى بهره داد.
و خاک (و) زمین را خشک آفرید، و از سردى بهره داد.
« [و]» معتدل « [تر]» آمیزشى از این چهار آن مردم بود ؛ و مردم را از گردآمدن‏ سه چیز آفرید:
یکى: تن،- که وى را بتازى بدن خوانند،- و جسد، « (و)» دیگر جان،- که او را روح خوانند، و سیّوم‏ روان،- که او را نفس خوانند .
فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی بوعلی

جسد کثیف است- و روح لطیف‏ ، و نفس چیزى است بیرون ازین گوهرها ،- و لطیفى وى- جز لطیفى روح است‏ ،- که معنى لطیفى روح تنک‏ است- و باریک‏ گوهرى، و روشن سرشتى،- چنانکه هواى روشن.
و لطیفى « [نفس‏]» دیگر است- که اندرین تنکى‏ بکار نیاید، و مانند است- بلطیفى سخن،- و لطیفى معنى.
و آفریدگار تن را از اندامها ساخت، و اندامها را از کثافت‏ خلطها . و اما روح را از لطافت و بخار اخلاط آفرید.
فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی بوعلی

و خلطها چهارند ، یکى خون پاکیزه- چون‏ اصل، و دیگر بلغم- که نیم خونست، و خون نارسیده است. و سیم صفرا- که کفک خون است‏ . و چهارم سودا- که دردى و ثفل‏ خون است.
[و] این چهار را از آن چهار گوهر پیشین آفرید . بآمیزشها- و وزنهاى مختلف.
باز ازین چهار هم‏ بآمیزشها- و وزنهاى‏ مختلف اندامهاى‏ مختلف آفرید؛ یکى را خون بیشتر چون گوشت. و یکى را سودا بیشتر چون استخوان. و یکى را بلغم بیشتر چون مغز. و یکى را صفرا بیشتر چون شش.
فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی بوعلی

و جان را نیز از لطیفى این‏ خلطها آفرید ، هر جانى را وزنى و آمیزشى‏ دیگر و زایش‏ و پرورش اصل جان اندر دل است، و جایگاهش‏ دل- و شریانهاست‏ و از دل بمیانجى شریانها باندامهاى دیگر شود ، نخست باندامهاى‏ رئیس* [شود]* چون مغز، و چون‏ جگر؛ « [و]» چون اندامهاى منى؛ و از آنجا بدیگر اندامها شود، و بهر جاى طبع روح دیگر « [کونه‏]» شود، تا اندر دل* (بود)* بغایت گرمى‏ بود، و طبع آتش- و لطافت‏ صفرا بروى غلبه‏ دارد، پس آن بهره که از وى‏ بمغز شود- تا مغز بدو زنده باشد، و فعلهاى خویش بکند سردتر- وتر تر شود، و اندر آمیزش وى‏ لطافت آبى- و بخار بلغم بیشتر افتد. و آن بهره که بجگر شود- تا جگر بوى زنده باشد ، و فعلهاى خویش بکند، نرم‏تر- و گرم‏تر- و بحسّ ترتر شود و اندر آمیزش او لطافت هوا- و بخار خون بیشتر شود.
فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی بوعلی

و بالجمله‏ روحهاى اصلى چهارند یکى‏ : روح حیوانى که اندر دل بود، و وى اصل همه روحهاست و دیگر: روح نفسانى- بلفظ پزشکان‏ – که اندر مغز بوده و سیّم:
روح طبیعى‏ – بلفظ پزشکان‏ که‏ اندر جگر بود چهارم: روح تولید- یعنى زایش- که اندر خایه‏ بود.
فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی بوعلی

و این چهار روحها میانجى‏هااند میان نفس بغایت پاکى‏ و تن بغایت کثیفى‏ و قوتهاى نفس چون قوّه حسّ‏ ،- و قوّه جنبش‏ ،- و دیگر قوّتها، بمیانجى‏ روح بهمه اندامها رسد و علم رگ- که علم نبض‏ خوانند، علم حال روح است، و علم آب- که علم تفسره خوانند، علم حال خلطهاست؛ و بیشتر دلیل بودن نبض‏ بر حال دل است، زیرا که دل‏ جایگاه (زایش) روح است.
و بیشتر دلیل بودن آب بر حال‏ جگر است، زیرا که جگر جایگاه زایش خلطهاست‏

پایان فصل اول رساله در نبض یا رگ شناسی بوعلی
تهیه و تنظیم از گروه بوعلی باب سلامتی