خانه / اخبار روز طب سنتی / مقدمه کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض

مقدمه کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض

مقدمه کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض
رساله در نبض یا همان رگ شناسی یکی از آثار بوعلی است که سایت بوعلی باب سلامتی متن کامل کتاب رگ شناسی یا همان رساله در نبض را منتشر کرده که تمام مخاطبان فارسی زبان بتوانن از آثار ارزشمند بوعلی به راحتی استفاده کنند

کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض
کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض

کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض

ابن سینا
ابو على حسین بن عبد اللّه بن سینا که در اروپا به اویسنّا Avicenna مشهور است در سال ۳۷۰ ه/ ۹۸۰ م متولّد شد و در ۴۲۸ ه/ ۱۰۳۷ م رخت ازین جهان بربست. حاصل زندگى نسبه کوتاه این نابغه دوران، تربیت شاگردان دانشمند و مبرّز و تألیف کتابهاى علمى و مفید بود. شاگردان او همچون بهمنیار بن مرزبان و ابو عبید جوزجانى و ابو عبد اللّه معصومى و ابو الحسن على نسائى و ابن زیله و مانند اینها هر یک به سهم خود اندیشه‏ها و افکار استاد را، به شرق و غرب عالم اسلامى، گسترش دادند. آثار ارجمند شیخ بسیار زود از دروازه‏هاى حوزه‏هاى علمى کشورهاى اسلامى بیرون رفت و تا قلب اروپا مراکز علمى و معاهد فلسفى را منوّر و درخشان ساخت.
کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض
پیش از ابن سینا، حنین بن اسحاق با ترجمه متجاوز از صد اثر از جالینوس دانشمند فرغامسى، آن پزشک نامدار را به عنوان سیّد الطّبّ به عالم اسلام معرّفى کرد و همچنین ابو نصر فارابى با نقل و تحلیل آثار ارسطو، آن فیلسوف عهد باستان‏ را به عنوان حکیم على الاطلاق بر جهان علمى اسلام عرضه داشت، ولى ظهور ابن سینا و احاطه او به طبّ و فلسفه و گسترش و نوآورى‏هاى او در هر دو فن، ارسطو و جالینوسى تازه نفس را وارد میدان علم و تمدّن اسلامى کرد و الحق که او نمونه‏اى کامل از طبیب فاضل و فیلسوف کاملى بود که جالینوس توصیف آن را در رساله: فى أنّ الطّبیب الفاضل یجب أن یکون فیلسوفا بیان داشته بود، چنانکه اثر اندیشه ابن سینا در همه پزشکان و فیلسوفان پس از او در جهان اسلام نمودار و نمایان است.
کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض
منقول از مقدمه چاپ نخستین‏
کسانى که بسر حد رشد و بلوغ و خرد و تمیز رسیده‏اند مى‏دانند که انسان تا وقتى که بدین مرحله پا مى‏گذارد چند بار در راه زندگى از عقبات ناخوشیهاى کوچک از قبیل زکام- و سرماخوردگى- و تب و نوبه‏هاى‏ جزئى گذشته- و بیاد دارد که هنگام ناخوشى پرستار یا پزشک یا بزرگتر خانه که با خبر مى‏شوند دست بساعد بیمار دراز مى‏کنند و با سر انگشتان از چگونگى جنبش نبض او جستجو مى‏نمایند، و چنین وانمود مى‏شود که گویا نبض احوال پنهانى بیمار را براى آنها آشکار کرده است، نشانیهائى که نبض بدست مى‏دهد در برابر سائر نشانیهاى تندرستى و بیمارى بدرجه‏اى روشن و ممتاز است که از جهان پزشکى گذشته در سایر چیزها هم مثل شده و هر گاه بر چگونگى احوال کس و کارى از همه سو آگهى یافتند ى‏گویند نبض فلانى یا فلان کار در دست ما است: و این نامه کم حجم بمنزله مترجم یا فرهنگ لغتى است که ما را باوضاع و احوال رگ جنبان (یعنى نبض) راهنمائى مى‏کند، و شرح مى‏دهد که وابستگى احوال نبض با تندرستى و بیماریهاى گوناگون، بویژه بیماریهاى دل صنوبرى چگونه است.
کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض
و این مسأله یعنى بستگى حالات نبض باحوال نامحسوس تن- از مسائلى است که در کتب و مصنفات پزشکى از عهد قدیم باب و مبحث مخصوص داشته، مع ذلک اطباء بزرگ شرق و غرب از قبیل ارساجانس‏ ، و جالینوس، و یحیى النحوى الاسکندرانى، و حنین بن اسحاق العبادى، و پسر او اسحاق، و ثابت بن قره الحرانى، و اسحاق بن عمران، و اسحاق بن سلیمان، و ابو عثمان‏ سعید بن یعقوب الدمشقى، و ابو بکر رازى، و معاصر مصنف ابو الفرج بن الطیب، و مصنف- و غیرهم یا بترجمه و تفسیر دو کتاب معروف جالینوس در باب نبض پرداخته- و یا کتابى مفرد در پیرامون آن ساخته‏اند، که از کاملترین و مفصلترین آنها رساله حاضر است، و تا جائى که اطلاع حاصل است بعد از «کتاب الابنیه» که بامر منصور بن نوح سامانى (۳۸۷- ۳۸۹) تصنیف شده و در اروپا بطبع رسیده است، رساله حاضر قدیم‏ترین کتاب طب است که در زبان پارسى بدست مانده.
کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض
و با اینکه برخى نسخ رساله ما نحن فیه از عنوان مصنف خالى است ولى چون در اکثر نسخ نام و نشان مصنف را «الشیخ الرئیس» یا «ابو على سینا» نوشته‏اند شبهه‏اى نیست که مراد شیخ الرئیس مطلق ابو على سینا قدس سره است، بخصوص که عنوان مصنف با قرینه متن تصنیف مقرون آمده، چه این نامه نیز مانند دانش نامه علائى- و ترجمه کتاب المعاد، و رساله معراجیه، که سه تصنیف پارسى دیگر او است بخواهش مخدوم وى علاء الدوله ساخته شده، و نام علاء الدوله در دیباچه، دانشنامه- و این نامه بیک گونه القاب ادا شده است، و همین قرائن در صحت عنوان مزبور کفایت مى‏کند.
کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض
و باز چون صحیح‏ترین و قدیم‏ترین مآخذ که ترجمه حیاتى از ابن سینا منعقد ساخته‏اند،- یعنى ابو عبید جوزجانى شاگرد- و ملازم بیست و پنج ساله مصنف در رساله که در شرح حال وى نوشته، و ابو الحسن بیهقى در تتمه صوان الحکمه (چاپ محمّد شفیع هندى و نسخه خطى آستان قدس رضوى ۴) مؤلف میان سالهاى (۵۶۰- ۵۶۵) و شمس الدین محمد شهرزورى در تاریخ الحکماء (مؤلف ما بین سال ۵۸۶- ۶۱۱) و جمال الدین قفطى در اخبار الحکماء چاپ مصر باب الکنى تحت عنوان: ابو على، و ابن ابى اصیبعه در عیون الانباء چاپ مصر «الباب الحادى عشر فى طبقات الاطباء الذین ظهروا فى دیار العجم» همگى بدون اختلاف رساله ما نحن فیه را بنام و نشان «رساله فى النبض بالفارسیه» در عداد مصنفات ابن سینا آورده‏اند، بنا بر این شبهه و شکى باقى نمى‏ماند که رساله نبض فارسى یعنى همین نامه از تصنیف خواجه و رئیس مطلق پزشکان حجه الحق الشیخ الرئیس ابو على حسین بن عبد اللّه بن سینا پزشک‏ و فیلسوف ایرانى است‏ .
على هذا لازم است باشتباهى که در باب رساله حاضر دست داده است اشاره کنیم.
کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض

صاحب نامه دانشوران از رساله حاضر نسخه مغلوط بدست داشته، و چون در مقدمه نسخه مشار الیها در القاب علاء الدوله کلمه «الدین» در «عضد الدین» بکلمه «الدوله» که شبیه آنست تحریف شده بوده- و بجاى «عضد الدین» «عضد الدوله» نوشته بوده، غلط ناسخ، و اطلاع نداشتن خود او از اینکه مصنف در دیباچه پارسى خود غالباً لقب عضد الدین هم با القاب علاء الدوله توأم مى‏نماید، سبب شده است که مصنف نامه دانشوران‏ رساله حاضر را تصنیف زمان عضد الدوله دانسته‏ ، و بواسطه همین اشتباه «ابو على سینا» را که در عنوان کتاب بوده تحریف «ابو على مسکویه» شمرده، و چون قرینه بر درستى مدعاى خود نیافته باین که مسأله موسیقارى بودن نبض در این رساله و در کتاب قانون اختلاف دارد یارى جسته است، در صورتى که این مسأله نیز بدون اختلاف در اینجا و در کتاب قانون بیک نحو آمده‏ ، و با اینکه در هر دو کتاب شیخ با رأى جالینوس مخالف است، و ضبط نسب موسیقارى را براى پزشک غیر ممکن، و براى موسیقى دان‏ هم دشوار مى‏داند در اینجا قدرى عصبانى شده، و چنانکه عادت وى بوده قلم را از رشته علمى منحرف و ببدگوئى و طعنه زدن بر جالینوس آلوده ساخته است.
کتاب رگ شناسی یا رساله در نبض

و عجبتر ازین اشتباه آنست که بعض معاصرین که رساله رگشناسى را ندیده بوده نیز گفته نامه دانشوران را عیناً بقسمى ایراد کرده که هر کس بى‏سابقه باشد تصور مى‏کند که وى این سخن را از خود گفته است، و ما چون خوانندگان محترم را بمآخذ سابق الذکر احاله نمودیم بهمین مقدار اشاره بوارد نبودن اعتراض صاحب نامه دانشوران اکتفا مى‏کنیم.